|
هرسلامی خداحافظی به همراه دارد ذهنم خسته است و رنگ هميشه شاد فکرم آلوده و دلم مي خواهد تنها پرنده ي دلم در يک آشيان آرام گيرد و صبر پيشه سازد. و عجيب است... دلم خدا را مي خواهد آن حس دروني آرامش بخشش را که تهي مي کند هر پليدي را . دفتر زندگي ام ورق خورده و قلم اميد من بدون جوهر باقي مانده دلم مي خواست آنقدر وصل بودم که هيچ تلنگري از اين کاروان نا متناهي نمي توانست جاده نگاهم را به هر کوچه ي بن بستي منتهي کند... خدايا! به تو پناه مي آورم? چشمهايم را مي بندم و باور دارم دستهايت را خسته ام خدا من سايه ها را ميبينم که از لاي پرچينها مي گذرند? آرام ، پر بغض، بالبخند ... و چشمانم را مي بندم . در شگفتم که سلام آغاز هر ديداريست ، ولي در نماز پايان است . شايد اين بدين معناست که پايان نماز ، آغاز ديدار است زندگی رانفسی ارزش غم خوردن نیست ودلم بس تنگ است بی خیالی سپر هردرد است بازهم میخندم آنقدر میخندم که غم از روی رود هرگاه دفتر محبت را ورق زدي، هرگاه زير پايت خشخش برگها را احساس كردي، هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره خاموش ديدي، براي يك بار در گوشهاي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: يادت بخير از همه ی دوستای گلم که بهم سر میزدید ممنونم و معذرت میخوام که خیلی وقتا خیلی از نظراتونو نمیزاشتم نمیدونم شاید ............... یا خیلی کم پیش میامد این مدت بهتون سر بزنم بخاطر............ به هرحال ممنونم باید برم نمیدونم شاید واسه همیشه شایدم یه روز برگردم به کلبه ی تنهاییام واسم دعا کنید جايي که مي ري مردمي داره که مي شکنندد غصه نخوري من هميشه باهاتم تو تنها نيستي تو وجودت عشق مي ذارم ...بغض مي ذارم که بغض کني و اشک همرهيت کنه و مرگ مي دم که بدوني باز بر مي گردي پيشم خدايا به وسعت دنيايت شکر خدايا به وسعت دنيايت شکر
التماس دعا
|
About![]()
سلام خوشحالم می کنیدبه وبلاگ من سر می زنید امید وارم این چند دقیقه ای که توی وبلاگ من هستین اذیتتون نکنم با حرفام اخه گاهی دلتنگیا خیلی تلخ می شن
Home
|